مینویسمــ...

نمـــیدانم برای که!!

نمیـــدانم برای چه!!

پر از دردمـ.... پر از حرفـــ ناگفته....

به که گویمــ؟؟

پدرم؟ مادرم؟ برادرم؟ دوستم؟ عشقم؟ به که؟؟

پدری دارم مهربان...دلسوز... اما هیچ وقت راز دل با او نگفتم!!

مادری دارم به لطافت گل رز...به زیبایی ماه... به صبوری یعقوب...

اما دیگر سخن دل نگویم با او...تاب دیدن اشکش ندارم!!

برادری دارم بازیگوش... هرسخنی را نمیتوان به او گفت...

به دوستم گویم؟؟ دوستی ندارم...

به عشقم گویم؟؟ به عشقی که فقط لقب آن را داشت ، نه لیاقتش را؟؟

خسته ام...

خسته ام از همه چیز و همه کس...

تصمیم دارم در این دنیای مجازی فقط نوشته هایم را نگارم....